احتمالا شما من را با خرماهایم به یاد میآورید. زیر آفتاب گرم و سوزان جنوب، هر سال خرماها بین شاخ و برگهای من رشد میکنند تا لحظهای که آماده برداشت، بستهبندی و راهی شدن به سمت بازار شوند.
اما، اگر تنها به میوه من نگاه کنید، بخش بزرگی از داستان زندگی من را از دست دادهاید؛ داستان من از آب آغاز میشود.
اینجا در جنوب ایران، مثل اغلب جاهای دیگر «آب» ارزشمند و حیاتیست. مزرعهها، تالابها و جوامع محلی همگی وابسته به آب هستند. میبینید؟ اینکه من چطور رشد و پرورش پیدا میکنم بهاندازه همان محصول نهایی که تولید میکنم، اهمیت دارد.
حالا به کشاورزانی فکر کنید که در همکاری با طرح حفاظت از تالابهای ایران، در حال آزمودن شیوههای پایدارتر برای کشاورزی هستند؛ روشهایی که در تلاش برای استفاده بهینهتر از آب، کاهش وابستگی به کود و سموم شیمیایی هستند. در اجرای آزمایشی کشاورزی این طرح، این شیوهها به کاهش مصرف آب مورد نیاز برای آبیاری و کاهش مصرف نهادههای شیمیایی کمک کردهاند و در عین حال، میزان محصول تولیدی نهایی هم افزایش پیدا کرده است.

حالا نوبت برداشت من از راه میرسد. خرماهایم به فروش میرسند و از این طریق برای خانوادههایی که از من مراقبت و نگهداری میکنند، جریان درآمدی ایجاد میشود.
شاید تصور کنید که اینجا پایان داستان من است؛ اما قدری صبر کنید و دوباره ببینید.
در دل هر خرمای من هستهای وجود دارد. این هسته بهجای اینکه دور ریخته شود و به پسماندی آلی تبدیل شود، میتواند برشته و فرآوری شده و بعد از آسیاب شدن، به محصولی تبدیل شود که برای تهیه نوشیدنی به کار میرود.
به برگهایم نگاه کنید؛ برگهای بلند و کشیدهای که میتوانند زندگی تازهای داشته باشند.
این برگها به دست هنرمندان محلی به صنایعدستی تبدیل میشوند؛ برگهایی که شاید رها شوند، سوزانده شوند یا تجزیه شوند؛ حالا میتوانند به محصولی کاربردی و قابلفروش تبدیل شوند. محصولی که با مهارتها و سنتهای محلی پایدار پیوند دارد.
میبینید؟ یک نخل میتواند بخشی از یک چرخه معیشتی باشد.
میوهای که با ارزش است، هستهای که غیرمستقیم ارزشآفرین میشود و برگهایی که میتوانند دوباره سودمند باشند. فراتر از همه اینها، شیوه رشد و پرورش من هم میتواند به استفاده بهینه از منابع طبیعی کمک کند.
این همان ایدهای است که پشت مفهوم اقتصاد چرخشی پنهان شده؛ اینکه فقط نپرسیم یک چیز در یک مقطع چه ارزشی دارد، بلکه به این نگاه کنیم که چطور میتوان این ارزش را حفظ و دو چندان کرد و به چرخه بازگرداند.
برای مردمانی که در اطراف تالابهای شکننده زندگی میکنند، این موضوع اهمیتی مضاعف دارد؛ تغییرات اقلیمی و کمبود آب، فشار بیشتری بر زیستبومهای طبیعی و مردمی که معیشت و زندگیشان به این منابع وابسته است، وارد میکند.




